سيد جلال الدين آشتياني
197
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ذات حق است . آيا علم حق به وجود موجودات قبل از اشياء در مقام ذات چه نحوه است . اين حكيم بزرگ معناى به اين دقيقى را كه لبلباب مرام است ناديده گرفته است ، آيا نظام عوالم وجودى ظل نظام ربانى نمىباشد . اين نظام عجيب و ترتيب تام بين اشياء از چه نظام اتقن و اتمى منبعث گرديده است . با قاعدهء امكان اشرف اثبات نمودهايم كه جميع مراتب وجوديه و نظامات مترتبهء در اين عالم در ذات مقدس حق به نحو اعلا و اتم بدون شائبه تكثر و تجسم و نقص موجودند شيخ الاشراق ( ره ) به كيفيت انطواى كثير در واحد حق و بودن بسيط الحقيقة كل الاشياء الوجودية كما هو حقها پى نبرده است ، لذا علم عنائى حق را انكار كرده است . نقل و تحقيق افضل المتأخرين ، محقق طوسى شارح مقاصد اشارات ( قده ) بعد از توضيح كلمات شيخ در علم بارى و صور مرتسمه گفته است : و لا شك في أنّ القول بتقرر لوازم الأول في ذاته قول بكون الشيء الواحد قابلا « 1 » و فاعلا معا ، و قول بكون الأول موصوفا بصفات غير إضافية و لا سلبية على ما ذكره الفاضل الشارح ، و قول بكونه محلا لمعلولاته الممكنة المتكثرة تعالى عن ذلك علوا كبيرا و قول بأنّ معلوله الأول غير مباين لذاته « 2 » و بأنه تعالى لا يوجد شيئا مما يباينه بذاته « 3 » ،
--> ( 1 ) . حكما اتفاق دارند بر اينكه محال است خداوند متصف شود به صفات غير اضافيه و غير سلبيه . بايد صفات ثبوتيه عين ذات حق باشند . ( 2 ) . علم خداوند چون عبارت از حصول صورت ذهنيه است و از طرفى علم بايد مقدم بر ايجاد باشد ، خداوند تعقل مىكند عقل اول را ، بعد آنرا ايجاد مىنمايد . پس اول صورت عقل اول مستند به حق است ، بعد عقل اول پس معقول اول معلول اول نيست با او مقارن است نه مباين . ( 3 ) . يعنى بايد بعضى از جهاتى كه مدخليت در فاعليت حق دارند ، زائد بر ذات حق باشند . در حالتى كه مبدأ صدور كائنات بايد نفس ذات حق باشد و آنچه كه مدخليت در فاعليت خداوند دارد ، بايد عين ذاتش باشد . و چون صور مرتسمه معلول حقند بايد مرتسم و حالّ در او نباشند ، متعلق و جعل حق نفس خارج است نه مفهوم ذهنى و ماهيت كلى .